تهران غبارآلود است و من سه روز است که سردرد دارم. باران نمیزند ولی زندهگی روی یک مسیر لغزنده سکندری میخورد. چیزی درونم بال و پر میزند تا آستانهی پرچیدن ِ منطق. به هیچاش میگیرم و میگذرم که یک بیاحتیاطی حسی ِ دیگر حکم پسلرزه را دارد برای من از بلا بازآمده...
+ شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ 22:21  n
|